اسراييل در آذربايجان به دنبال هويت گمشده مي گردد
البته اسراييل با مشكلات و بحران هاي بي شماري دسته و پنجه نرم مي كند كه كم بودن عمق استراتژيك و قرار گرفتن در متن جغرافياي سياسي اسلام از جمله آنهاست. كل محدوده جغرافيايي اسراييل در حدود 20 كيلومتر مربع است.(1) با توجه به اين كه اين سرزمين در بين كشورهاي اسلامي محاصره شده است از حاشيه امنيتي بسيار پاييني برخوردار است. اگر چه برخي از رهبران كشورهاي اسلامي در منطقه خاورميانه با مقامات اسراييل كنار آمده اند اما نبايد فراموش كرد كه افكار عمومي دنياي اسلام مشروعيت اين رژيم را تهديد مي كند.
از اين رو اسراييل مجبور است براي گريز از بحران مشروعيت و هويت در منطقه و سطح بين الملل و همچنين چاره جويي براي فرار از عمق كم استراتژيك در محدوده جغرافياي اسلام، گام هاي موثري براي ارتباط گيري با ديگر مناطق بردارد. سفر اخير شيمون پرز، رئيس جمهور اسراييل به جمهوري آذربايجان را مي توان در همين قالب مورد بررسي قرار داد كه به نظر مي آيد كاملا حساب شده انجام شده است.
اهداف اسراييل در آذربايجان
قبل از هر چيز بايد ياددآوري كرد كه اسراييل نه تنها در آذربايجان بلكه در ديگر كشورهاي قفقاز و همچنين آسياي ميانه برنامه هاي طولاني مدت و استراتژيكي دارد كه گام به گام در حال اجراي آنهاست.
كمتر از دو ماه پيش بود كه خبر تاسيس سفارتخانه اسراييل تركمنستان بر روي تلكس خبرگزاري ها قرار گرفت و مقامات سياسي اين رژيم با اعزام هياتي به عشق آباد در پي مكاني براي بناي ساختمان سفارتخانه برآمدند.(2) كشورهايي همچون ازبكستان و قرقيزستان نيز روابط حسنه اي با اسراييل ايجاد كرده اند.
انواع و اقسام تحركات اسراييل را مي توان در نقاط مختلف جغرافياي ياد شده مشاهده كرد كه عمدتا به پشتوانه ايالات متحده صورت مي گيرد. وزارت امور خارجه اسراييل كه پس از فروپاشي شوروي به سوي قفقاز و آسياي مركزي گام برداشته بود، اواسط سال 2008 را به عنوان آغازي براي فعاليت و حضور جدي خود در اين منطقه تعريف كرد كه به نظر مي آيد تصميمات اتخاذ شده در اتاق هاي فكر اين وزارتخانه كم كم در حال انجام شدن است.
اما در كل چند هدف را مي توان از جمله گام هاي استراتژيك اسراييل در آذربايجان و ديگر كشورهاي منطقه برشمرد كه به اجمال اشاره مي شود:
1. بر اساس الگوي فكري بن گورين مبني بر اين كه اسراييل در بين كشورهاي پيرامون خود با مشكلات راهبردي مواجه است، پس بايد سياست خارجي خود را به سمت كشورهاي پيراموني (Peripheral Alliance) سوق دهد. (3) با وجود فروپاشي شوروي در ابتداي دهه 90 مجموعه اي از كشورهاي پيرامون در كنار مرزهاي ايران و روسيه - به عنوان دو قدرت ضد هژمون پيدا شدند- از اين رو اسراييل برنامه هاي وسيعي را براي اجراي انديشه بن گورين در اين منطقه برنامه ريزي كرده است.
2. از آنجا كه اسراييل در منطقه خاورميانه با دو بحران مشروعيت و هويت مواجه است در مناطق ديگر بخصوص قفقاز و آسياي مركزي در جستجوي بازيابي اين دو است و با برقراري روابط رسمي با كشورهاي اسلامي «غيرمخالف» خواهان گسترش و نفوذ سياسي است تا اعلام كند به ايجاد روابط حسنه با همه كشورهاي جهان بخصوص كشورهاي اسلامي علاقه مند است.
3. ايران بزرگترين و مهمترين دشمن سياسي و ايدئولوژيكي اسراييل است از سويي روسيه نيز مهمترين رقيب استراتژيك آمريكا است. بنابراين نفوذ اسراييل در منطقه و ريشه دوانيدن در كشورهاي حاضر مي تواند به عنوان اهرم فشاري بر اين دو كشور مطرح شود تا از يك طرف از انديشه هاي مذهبي - سياسي و همچنين الگوي حكومتي جمهوري اسلامي ايران در منطقه جلوگيري كند و از سويي ديگر با تنگ كردن فضا براي بازي هاي روسي، زمينه را براي نفوذ انديشه هاي غربي به اين حوزه مهيا كند.
4. اسراييل به هر شيوه اي خواهان نزديك شدن به مرزهاي ايران است تا با هزينه كمتري از طريق ايجاد كانال هاي جاسوسي، اطلاعات بيشتري از داخل مرزهاي ايران به دست بياورد. تل آويو معتقد است با نفوذ در كشورهايي نظير آذربايجان ميتواند در زمينههاي شنود راديويي به توافق رسيده و عليه كشورهايي نظير ايران از آن بهره ببرند.(4) نبايد فراموش كرد كه آذربايجان از اين كه بتواند حمايت غرب را در مسئله «آذربايجان بزرگ» به دست بياورد خرسند مي شود از اين رو اسراييل مي تواند اين آتش را باد بزند.
5. از سويي ديگر اسراييل مي تواند عامل اجرايي غرب در بر هم زدن طرح اتحاد شمال – جنوب بين مسكو، ايروان و تهران و تحكيم طرح اتحاد غرب – شرق بين باكو، آنكارا و تفليس شود كه هر سه از متحدان استراتژيك غرب به شمار رفته و مي توانند پلي براي گسترش به سمت شرق باشند. با اين اوصاف مي توان گفت با ورود اسراييل به قفقاز و آسياي مركزي حاشيه امنيتي ايران در اين منطقه تنگ خواهد شد.
6. استفاده از انرژي كلان آذربايجان و منطقه و تضمين فعاليت خط لوله باكو، تفليس و جيهان كه اسراييل 30 درصد نفت خود را از آن تامين مي كند.
آذربايجان به دنبال غرب
پس از فروپاشي شوروي، جمهوري آذربايجان همچون ديگر كشورهاي تازه به استقلال رسيده با بحران ماندن در جرگه شرق يا رفتن به سمت غرب مواجه شدند اما در اين ميان آذربايجان كم كم راه خود را از شرق جدا كرد و گرايش به غرب را انتخاب كرد. اين مساله باعث شد تا آذربايجان با وجود داشتن 93 درصد مسلمان كه حدود 70 درصد آنها شيعه هستند حاكميتي سكولار را برگزيند. از اين رو با دعوت از شيمون پرز در پي آن است تا علاوه بر معاملات اقتصادي- تجاري با اسراييل معادلات ماندن در آغوش غرب را تكميل كند.
اما بسياري از مسلمانان آذربايجان مثل مسلمانان ديگر كشورهاي جهان از روابط كشور خود با اسراييل ناخرسند هستند. احزاب و جنبش هايي مثل حزب اسلامي آذربايجان، حزب سبزهاي جمهوري آذربايجان، جنبش دانشجويان جهان اسلام به همراه مردم و رسانه هاي آذري با حضور پرز در كشور خود مخالفت كرده اند.(5)
نتيجه
اسراييل همواره در پي گسترش روابط خود با ديگر كشورهاي جهان بخصوص كشورهاي مسلمان است تا از اين طريق براي مشروعيت بين المللي خود چاره اي بينديشد. از سويي ديگر اسراييل سعي دارد تا از هر طريقي حاشيه هاي امنيتي ايران را به عنوان دشمن استراتژيك خود كاهش داده و با حمايت آمريكا روسيه را نيز تحت فشار قرار دهد و فضاي مناسب را براي گسترش انديشه غربي به شرق مهيا كند. اين مساله باعث مي شود تا از حاشيه هاي امنيتي ديگر كشورهاي بزرگ همچون چين نيز كاسته نيز شود. سناريويي كه اسراييل با هدايت و حمايت آمريكا پي گرفته است.
1. http://en.wikipedia.org/wiki/Israel
2. روزنامه جوان، شماره 2840، 23 ارديبهشت 1388
3. http://www.todayszaman.com/tz-web/detaylar.do?load=detay&link=171877
4. احمد کاظمي، اسراييل و بحرانهاي قفقاز جنوبي ، گزارش راهبردي پژوهشکده مطالعات راهبردي ، ارديبهشت 1383،ص17.
5. http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1361458&Lang=P
جنبش غیرمتعهدها در سال 1340 (1961) یعنی در اوج رقابت های جنگ سرد و زمانی که دو کشور آمریکا و شوروی سابق به سمت جنگ هسته ای پیش می رفتند، به طور رسمی وارد عرصه سیاسی نظام بین الملل شد. البته این جنبش در سال 1955 و در کنفرانس باندونگ اندونزی از سوی دولتمردانی همچون جواهر لعل نهرو هند، جمال عبدالناصر مصر و سوکارنو اندونزی نضج گرفت اما سال رسمی ورود این جنبش به عرصه بازی های جهانی سال 1961 بود.