صداي پاي پوتين مي آيد!

رضا حجت شمامي
مقدمه
شواهد تاريخي و روندهاي روز سياسي نشان مي دهد كه روسيه و آمريكا نمي توانند دوستان دائم و مطمئني براي يكديگر باشند. اينها دو رقيب اصلي يكديگر هستند كه هيچكدام نمي خواهند براي ديگري گامي به پس بگذارند. بحث گسترش ناتو به شرق، استقرار سپر دفاع موشكي آمريكا در منطقه كه البته در حال حاضر تكليف مشخصي را به خود نديده است، راه انداختن انقلاب هاي مخملي در آسياي مركزي، قفقاز و شرق آسيا، رقابت تسليحاتي در گستره بين المللي، حمايت از دشمنان و مخالفان يكديگر در تصميات منطقه اي و جهاني، تنها بخشي از اختلافات بين المللي شان است كه هر از گاهي به شكل پر رنگ تري خود را نشان مي دهد. با اين وجود روسيه ي پساكمونيسم در برخي دوره هاي كوتاه خود را به ليبراليسم، نگاه غربي به مسائل بين المللي و هم انديشي سياسي با آمريكا نزديك كرده است كه آخرين نمونه آن در مناسبات سياسي دوران ديميتري مدودف، رئيس جمهور كنوني روسيه قابل مشاهده است. اما آيا واقعا مدودف و روسيه كنوني مي تواند سياست در حال اجرايش را كه عموما كمتر به آمريكا و ناتو نه مي گويد، ادامه دهد؟ آيا مدودف جدا غربگرا است و در برابر روسيه ي پوتين مستقل عمل مي كند؟ يا اينكه كرملين دوران گذار بازي سياسي با آمريكا را مي گذراند تا از اين طريق امتيازهاي مورد نيازش را برآورده كند؟
منتشر شده در دوماهنامه ايراس
البته بدون عكاس پوتين
جنبش غیرمتعهدها در سال 1340 (1961) یعنی در اوج رقابت های جنگ سرد و زمانی که دو کشور آمریکا و شوروی سابق به سمت جنگ هسته ای پیش می رفتند، به طور رسمی وارد عرصه سیاسی نظام بین الملل شد. البته این جنبش در سال 1955 و در کنفرانس باندونگ اندونزی از سوی دولتمردانی همچون جواهر لعل نهرو هند، جمال عبدالناصر مصر و سوکارنو اندونزی نضج گرفت اما سال رسمی ورود این جنبش به عرصه بازی های جهانی سال 1961 بود.