ترميدور مخملي در انقلاب نارنجي

 

 

 

رضا حجت شمامي

 

مقدمه

مدت هاست كه مي گويند دوران انقلاب هاي بزرگ به پايان رسيده است و در ساختار كنوني بين المللي نمي توان از جنبشي نام برد كه در يك كشور دست به انقلابي بزند كه با انقلاب هاي قرن بيستم يا قرون گذشته قابل مقايسه باشد. شايد فقدان يك ايدئولوژي جامع كه نقش "پيشاهنگ" را براي نارضايتي هاي اجتماعي – سياسي بازي كند يا براي رسيدن به مقاصد مورد نظر دست به "جنبش سازي" بزند، بزرگ ترين دليل اين دگرديسي در رفتار سياسي باشد. عصر انقلاب هاي بزرگ به پايان رسيده است چون عصر ايدئولوژي هاي معترض كه توانايي تغيير و چرخش 180 درجه اي داشته باشند، به پايان خط رسيده اند. اين مسئله باعث شده است تا مقوله هاي ديگري جايگزين انقلاب هاي بزرگ شوند كه امروزه از آنها با عناوين انقلاب هاي رنگي و مخملي ياد مي شود.

 

منتشر شده در دو ماهنامه ایراس

 

ادامه نوشته

جايگاه آلمان در آتلانتيك‌گرايي روسي


جايگاه آلمان در آتلانتيك‌گرايي روسي

شعيب بهمن

ايراس: روابط روسيه و اتحاديه اروپا از زمان فروپاشي اتحاد جماهير شوروي داراي فراز و نشيب‌هاي گوناگوني بوده است. تحكيم پايه‌هاي روسيه‌ي نوين در دوران رياست جمهوري ولادمير پوتين از يك سو و گسترش اتحاديه اروپا و نزديكي آن به مرزهاي روسيه از سوي ديگر، روابط دو طرف را عمدتا با چالش‌هايي مواجه كرده است. در اين بين روابط روسيه و آلمان به رغم مشكلات و موانعي كه در خصوص لغو رواديد و همچنين مباحث مرتبط با حقوق بشر در روسيه وجود دارد، با اين حال از گسترش و توسعه خوبي برخوردار بوده است. بهنحوي كه امروزه آلمان از جايگاه بسيار برجسته اي در سياست خارجي روسيه برخوردار شده است. از اين رو در بحث حاضر نيز ضمن نگاهي به رويه هاي موجود در سياست خارجي روسيه و جايگزين شدن آتلانتيك‌گرايي به جاي اوراسياگرايي، به بررسي روابط روسيه و آلمان با تاكيد بر ديدارهاي اخير سران دو كشور خواهيم پرداخت. در ادامه نيز نگاهي اجمالي به جايگاه ايران و فعاليت هاي هسته اي اين كشور در رواط روسيه و آلمان خواهيم داشت.





موسسه مطالعات ايران و اوراسيا(ايراس)


ناباكو در پيچ سياست و خم امنيت

 
رضا حجت شمامی
به دنبال بروز مشكلات و چالش‌هاي گازي چندباره ميان روسيه با اكراين و بلاروس و تبعات منفي آن براي كشورهاي اروپايي، اتحادية اروپا موضوع تأمين امنيت انرژي از طريق متنوع‌ كردن مسيرها و منابع تأمين انرژي خود، براي كاهش وابستگي به روسيه را به صورت جدي مطمح‌نظر قرار داد. در اين ميان، احداث خط لولة گازي ناباكو به طور جدي توجه اتحادية اروپا قرار گرفت تا با انتقال منابع انرژي درياي خزر به اروپا از صدمات ناشي از بازي سياسي مسكو با گاز كاسته شود. با اين وجود، هرچند كشورهاي مختلف براي همكاري با اين خط لوله چه از نظر ترانزت و چه براي تأمين منابع آن اعلام آمادگي كردند، اما موضوع تأمين گاز اين خط لوله همچنان محل بحث و ترديد طرف‌داران ساخت اين خط لوله است.
 

همسايه كم حاشيه

همسايه كم حاشيه
سياست‌خارجی- شعيب بهمن:
جمهوري ارمنستان با 29هزار و 800كيلومتر مربع مساحت، كوچك‌ترين جمهوري اتحاد جماهير شوروي محسوب مي‌شد.

اين كشور از جنوب با جمهوري اسلامي ايران، از جنوب غربي با جمهوري خودمختار نخجوان، از غرب با تركيه، از شمال با گرجستان و از شرق با جمهوري آذربايجان مرز مشترك دارد.

در اين بين به‌نظر مي‌رسد كه در ميان همسايگان ارمنستان، كشور ايران بهترين گزينه و مطمئن‌ترين شريك براي ايروان باشد زيرا ارمني‌ها با آذربايجان درخصوص مسئله ناگورنو ـ قره‌باغ مشكل دارند و اين امر به بزرگ‌ترين مسئله‌ و چالش سياست خارجي ارمنستان در سال‌هاي پس از استقلال مبدل شده است؛ به‌نحوي كه امروزه شناخت سياست خارجي ارمنستان بدون شناخت دقيق بحران قره‌باغ امكان‌پذير نيست.

روزنامه همشهري



آمریکا و روسیه، همچنان زیر سایه جنگ سرد


آمریکا و روسیه، همچنان زیر سایه جنگ سرد
بین الملل > اروپا  - شعیب بهمن بر این اعتقاد است که علیرغم بهبود روابط مسکو و واشنگتن،فضای رقابتی از نوع جنگ سرد همچنان میان دو کشور به چشم می‌خورد.

دیمیتری مدودف ،رییس‌جمهور روسیه چند روزی است که در آمریکا به سر می‌برد و  پنجشنبه شب در کاخ سفید با اوباما دیدار کرد. هر چند اهداف سفر وی به آمریکا بیشتر جنبه اقتصادی اعلام شده،اما فضای رقابتی حاکم میان دوابرقدرت دیروز، نحوه تعامل آنان در حل چالشهای جهانی همچنان حساس و خبرساز می‌سازد.تغییر و تحولات صورت گرفته در ماههای اخیر در کشورهای پیرامون روسیه نشان می‌دهد که آمریکا حوزه‌های نفوذ روسیه را به رسمیت شناخته و روسها نیز متقابلا آمریکا را در بسیاری حوزه‌ها همراهی می‌کنند.اما علیرغم حاکم بودن فضای دوستانه بر روابط طرفین،روسیه و آمریکا رقیب سرسخت دیروزند و همچنان بر سر بسیاری از چالشهای حساس جهانی با یکدیگر اختلاف‌نظر اساسی دارند.

خبر در گفتگویی با شعیب بهمن،به بررسی اهداف سفر رییس‌جمهور روسیه به آمریکا و همچنین ماهیت روابط مسکو و واشنگتن پرداخته است.


اهداف سفر رییس‌جمهور روسیه به آمریکا چیست؟
اهداف سفر مدودف به آمریکا را میتوان به چند بخش تقسیم کرد:ابعاد امنیتی و سیاسی و ابعاد اقتصادی .به نظر میرسد در حال حاضر سفر مدودف بیش از آنکه جنبه‌های سیاسی و امنیتی داشته باشد،این بار بیشتر جنبه‌های اقتصادی دارد.مدودف امیدوار است در داخل روسیه تغییری اساسی در ساختار اقتصادی کشورش به وجود آورد. تغییر مدنظر مدودف این است که از تکیه روسیه به صادرات نفت، گاز و مواد خام کاسته و این کشور را به سمت تولید بیشتر هدایت کند.بر همین اساس رییس جمهور روسیه و تیم وی به دنبال احیای اقتصاد روسیه هستند و در حقیقت اهداف این سفر را نیز می‌توان در قالب همین برنامه تحول اقتصادی وی تفسیر کرد. گفتنی است روسیه در این راه بسیار مصمم بوده و قصد دارد تا سال آینده جزو پنج اقتصاد برتر جهان قرار گیرد.یکی از اهداف اساسی سفر مدودف از این سفر نیز مهیا کردن زمینه های سرمایه گذاری بیشتر آمریکاییها در روسیه است.لذا اهداف این سفر را باید بیشتر اقتصادی دانست تا سیاسی و امنیتی.

آیا می توان گفت که سیاستهای روسیه درقبال آمریکا همانند مواضع این کشور در قبال سایر کشورها دوگانه است،با توجه به آنکه بسیاری از تحلیلگران به این مسئله اعتقاد دارند؟
در مجموع دیدگاههای متفاوتی در روسیه نسبت به آمریکا وجود دارد و متقابلا در آمریکا نسبت به روسیه.در بررسی ماهیت و ساختار روابط میان روسیه و آمریکا باید مواضع هر دو طرف را مورد بررسی قرار داد تا درک واقع‌بینانه نسبت به میزان پایبندی طرفین به تعهداتشان بدست آید.به عنوان مثال اگر آمریکا همچنان قصد استقرار سپر موشکی در اروپا را داشته باشد و بر این خواسته خود پافشاری کند،مسلما روسها به این دلیل که این مسئله را تهدید امنیتی جدی برای منافع خود تلقی می‌کنند،به مقابله به مثل با آن خواهند پرداخت.
ولی به نظر میرسد که در شرایط کنونی با توجه به پیشرفتهایی که از سال گذشته و با سیاستهای اوباما در حوزه روسیه و آمریکا آغاز شده،مسئله از سرگیری روابط دو کشور همچنان در مسیر بهبود قرار گرفته است. در مورد آینده نیز باید به مولفه‌های مختلف و نقاط اختلاف طرفینی اشاره کرد، چرا که در صورت به وجود آمدن تغییر در هر کدام از آنها ،روابط دوستانه میان دو طرف نیز سمت و سوی دیگری خواهد یافت. ولی در حال حاضر با توجه به مولفه‌های موجود می توان گفت که رابطه طبیعی و دوستانه میان دو طرف حاکم است.

دامنه اشتراکات و افترافات طرفین تا چه میزان آنها را به حفظ رابطه دوستانه و یا رقابتی سوق می‌دهد؟
به نظر می‌رسد، حفظ این روابط بر اساس بده بستانهای سیاسی و اقتصادی در مقطع حال دوام داشته باشد ولی این نکته را نیز در نظر داشته باشیم که در عین حال دو کشور تفاوتهای آشکاری در برخورد با چالشهای بین المللی با یکدیگر دارند که این موضوع را نمی توان نادیده گرفت.دو قدرت برتر جهان دیروز همچنان رقیب سرسخت یکدیگرند.نحوه کنترل برنامه‌های هسته‌ای ایران،مسئله صلح اعراب و اسراییل،میران حمایت از اسراییل،روش برخورد با کره شمالی،استقرار سپر دفاع موشکی در شرق اروپا،گسترش ناتو در مرزهای غربی روسیه،مسائل نظامی در منطقه خزر و آسیای مرکزی همچنان نقاط رقابت میان مسکو و واشنگتن است.تفاوتهای آشکاری بر سر این مسائل میان دو کشور وجود دارد که هرکدام از آنها می تواند به تنهایی روابط دو کشور را بد و یا رو به بهبود ببرد.

با توجه به فضای رقابتی موجود میان دو طرف و وجود چالشهای متعدد در حوزه روابط آمریکا و روسیه آینده روابط دو کشور را چگونه پیش بینی می کنید؟می توان گفت فضای دوستانه حاکم مقطعی است ؟
همانطور که اشاره شد،باید منتظر باشیم و ببینیم که هر کدام از نقاط اختلاف میان طرفین چگونه آینده روابط را تحت تأثیر قرار خواهند داد.تهدید بازگشت به فضای جنگ سرد همچنان وجود دارد. بسیارند کسانی که در آمریکا به فضای جنگ سرد و نوع رابطه آمریکا و روسیه اعتقاد دارند و می خواهند همین نگاه را به روابط آمریکا و روسیه نیز تحمیل کنند .در روسیه نیز همین دیدگاههای بدبینانه نسبت به آمریکا وجود دارد،ولی واقعیت اینست که باید منتظر نحوه بازی متغیرهای مختلف در نقاط افتراق و اشتراک میان طرفین باشیم.
در مجموع در مقطع کنونی،هیچ اختلافی بنیادی میان طرفین وجود ندارد و در عین حال دو کشور از چنان قدرتی در سطح بین الملل برخوردارد که هیچیک از طرفین توان نادیده انگاشتن دیگری را ندارد بنابراین می‌توان گفت که همچنان رقابت برای دستیابی به منافع بیشتر و گسترش حوزه نفوذ بر جای خود باقی است ولی این رقابت با فراز و نشیبهای گوناگونی دست به گریبان است.

به اعتقاد من آینده روابط روسیه و واشنگتن بین درجه‌هایی از همکاریهای تاکتیکی تا منازعات محدود در نوسان است،بنابراین اختلافات میان دو کشور باقی خواهند ماند.روسیه سعی دارد سیاستهای مستقل‌تری را در پیش گیرد ولی در عین حال سعی دارد در مسائل حاد جهانی با آمریکاییها همکاری کند که می توان نمونه‌هایی از آن را در تصویب قطعنامه علیه ایران در شورای امنیت مشاهده کرد.

خبر