بازگشت مدرن به دوران کلاسيک غربي ـ شرقی

رضا حجت شمامي[1]


مقدمه

ساخت فضاي نظام بين‌الملل که هنوز بسياري آن را آنارشيک مي‌دانند و قانون نانوشته رفتار واحدها بر آن تاثير گذاشته و از آن تاثير مي‌پذيرد، به گونه‌اي عمل مي‌کند که هر دولتي در صورت پس‌روي، تاوان رفتارهاي نادرست خود را مي‌دهد و دولتي که رو به جلو گام مي‌گذارد، مزد هوشمندي و قدم گذاشتن در مسير درست نظام بين‌الملل را دريافت مي‌کند. در چنين فضايي کشورهاي برتر با تعريف انعطاف‌پذير استراتژي‌ها و تاکتيک‌هاي رفتاري براي دهه‌هاي آينده، نه تنها شخصيت بين‌المللي مشخصي از خود به نمايش گذاشته و با بازخواني و رفتارسنجي رفتارهاي طرف‌هاي مقابل، بهترين رفتار را از خود بروز مي‌دهند؛ بلکه در اين راه بر جهت‌گيري‌هاي واحدهاي ديگر تاثير گذاشته و به طور نسبي فرمان رهبري جهان را به دست گرفته و آن را به همان سمتي که منافعشان تامين مي‌شود، هدايت مي‌کنند. در حال حاضر کشورهاي غربي که در متن سياست بين‌الملل قرار دارند، چنين نقشي را بازي مي‌کنند که ايالات متحده آمريکا در راس همه آنها قرار دارد. اما آيا اين نقش به کشورهاي غيرغربي هم سپرده مي‌شود؟ آيا روسيه توان انجام چنين کاري را دارد؟ يا اينکه مسکو در مواقع بحراني و زماني که مناسبات اوليه و سنتي منطقه‌اي يا بين‌المللي به هم مي‌ريزد، مي‌تواند همانند آمريکا با مديريت بحران، منافعش را حفظ و حتي افزايش دهد. بازيگري و بازيگرداني صحيح در چنين مواقع بحراني است که رهبران کوچک و بزرگ آينده جهان را تعيين مي‌کند. نوع ورود آمريکا به تحولات بين‌المللي پس از يک قرن سکوت که با جنگ‌هاي اول و دوم جهاني همراه بود، باعث شد که اين کشور ابتدا اروپا و پنجاه سال بعد شوروي را از پيش رو بردارد و خود را به عنوان مرد شماره يک جهان معرفي کند. چنين رفتارهايي که گاهي اوقات در فضاي کلان بين‌المللي و برخي مواقع در فضاي خرد بين‌المللي انجام مي‌شود، تاثير بي‌نظيري در آينده سياست يک ملت دارد.

 

مطلب حاضر حدود پنج ماه پیش و برای «دوماهنامه ایراس» به سردبیری شعیب بهمن نوشته شده است که امروز در «وبلاگ 30 یا سی» منتشر می شود

ادامه نوشته

افغانستان بهانه است؛ هدف واشنگتن کنترل مسکو و پکن است



همزمان با خروج نیروهای آمریکایی و متحدانش از خاک عراق زمزمه هایی شنیده می شود که حاکی از باقی ماندن نیروهای خارجی در افغانستان پس از سال 2014 است. 

رضا حجت