پيام مسير پكن - تهران در سفر مرسي چيست؟

 

رضا حجت

 

سفر بلندپايه‌ترين مقام يك كشور به هر كشور ديگري پيام‌ها و معاني خاصي را به همراه دارد كه عمده اين پيام‌ها را بايد در سخنان ناگفته و نانوشته جست‌وجو كرد تا مواضع رسمي، به خصوص كه كشوري پس از اجراي چند دهه‌اي سياست‌هاي مشخص و ثابت منطقه‌اي، يكباره دچار چرخش انقلابي شود و جاي حاكم و محكوم تغيير كند. در چنين شرايطي، هر نوع موضع‌گيري و هر سفري معنايي مضاعف خواهد داشت. اين حساسيت درباره مصر كه جايگاه با اهميتي در حوزه خاورميانه دارد و تا پيش از اين متحد اسرائيل بود، بيشتر است.

طي روزهاي گذشته، عمده رسانه‌هاي پرمخاطب منطقه و جهان از آمدن يا نيامدن محمد مرسي، رئيس‌جمهور اسلامگراي مصر به ايران سخن گفته و سعي دارند پيام‌هاي اين سفر را قبل از ورود مرسي به تهران به مردم بگويند. اين تب و تاب و جنجال خبري مجبورمان مي‌كند كه بپرسم اصلاً سفر مرسي به ايران چه اهميتي دارد و آمدن يا نيامدنش چه معنايي مي‌تواند داشته باشد؟ 

طي حدود ۱۸ ماه گذشته، منطقه با تغييرات قابل توجهي مواجه شده كه خرد سياسي حكم مي‌كند اين تغيير به همين جا بسنده نكند. در اين ميان تغيير مصر از هر تغييري پرمعنا‌تر است. اين تغيير همان چيزي است كه جمهوري اسلامي ايران بيش از ۳۰ سال است از آن سخن مي‌گويد. مهم‌تر اينكه موضع ايران در ميان اكثريت مردم جهان عرب بر خلاف حاكمان آنها داراي پايگاه اجتماعي است. 

بنابراين مرسي با آمدن به ايران نه تنها به خواسته مردم مصر بلكه ملت‌هاي عرب پاسخ مثبت مي‌دهد كه در فراز و نشيب سياست‌هاي چند دهه‌اي ديكتاتورها، فلسطين، اسلاميت و عربيت خود را فراموش نكرده و آن را به مرزهاي سياسي محدود نساخته‌اند. اين گرايش مردمي كه مرسي را به سمت ايران هل داده است، نشان مي‌دهد كه آميخته‌اي از امت گرايي اسلامي و ملي‌گرايي عربي هنوز در برابر تزريق اسرائيل به منطقه حساس است و آن را نامشروع مي‌داند. 

بنابراين شايد بي‌راه نباشد كه مرسي را نماينده فعلي نانوشته دنياي معترض عرب بناميم كه با حضورش در ايران خود را به مردم نزديك‌تر مي‌كند. چنين رويكردي به راحتي مي‌تواند توازن منطقه‌اي را به هم بريزد و اين به زيان عربستان تغيير نكرده، اسرائيل ناخوانده به منطقه و تركيه برنامه دار براي خاورميانه است. 

بنابراين نمي‌توان سفر مرسي به ايران را به رابطه دوجانبه و از سرگيري روابط بين تهران و قاهره خلاصه كرد. اگرچه اين سفر در چارچوب نشست سران كشورهاي غيرمتعهد انجام مي‌شود اما ورود وي به تهران مي‌تواند به معناي تأييد «سیاست ایرانی» در منطقه باشد كه اگرچه به خاطر بسياري از ملاحظات بيان نمي‌شود. سياست ايراني در منطقه در يك كلام به معناي روي كار آمدن فرهنگ سياسي – اجتماعي هر كشور در ساختار سياسي آن است و اين به معناي قدرت‌گيري دين و اسلامگرايي در هرم سياسي كشورهاي خاورميانه است. به اين دليل كه متن و بدنه اجتماعي كشورهاي خاورميانه روي انديشه سياسي اسلام نضج گرفته است كه نمي‌توان همواره آن را سركوب كرد و فعالان ديني را براي هميشه سركوب كرد. 

البته هنوز زودهنگام است كه از سياست خارجي و منطقه‌اي مصر جديد به رياست محمد مرسي تحليل‌هاي شفاف و كاملاً روشن ارائه داد. به خصوص كه اخوان‌المسلمين طي بيش از ۸۰ سال گذشته بر اساس سياست گام به گام به اندازه كافي محافظه‌كار شده است. از سوي ديگر، برخي از مواضع و سياست‌هاي حساس برانگيز ايران و مصر در منطقه با يكديگر اصطكاك دارند. 

مثل آنچه كه در سوريه مي‌گذرد كه البته قابل ترميم است. به هر جهت مي‌توان گفت كه حضور مرسي در رأس قدرت مصر، قاهره را از استراتژي بلند مدت ضد شيعي عربستان و مصر دوران مبارك خارج كرده است؛ پيامي كه سفر مرسي به تهران مويد آن است و در كنار عربستان و حتي تركيه كشورهاي نفتي خليج فارس را نيز با نگراني مواجه كرده است. 

نبايد فراموش كرد كه مرسي از يك سو بايد به پايگاه اجتماعي انقلاب مصر و ديگر انقلابات منطقه نزديك شود و به آن احترام بگذارد؛ همان پايگاهي كه جداي از شيعه يا سني بودنش، به شكل دولتي در تهران مورد حمايت قرار مي‌گيرد ولي در ديگر‌سو، با يك مشكل عمده مواجه است كه به اقتصاد ضعيف اين كشور و نگاه به كمك‌هاي اقتصادي امريكا و حتي عربستان باز مي‌گردد كه حتي كمپ ديويد در گروگان آن است. اخوان‌المسلمين براي گريز از اين چالش مجبور است چاره‌اي بينديشد.
 
اين طيف گسترده سياسي به راحتي نمي‌تواند با اسرائيل به زندگي مسالمت آميز ادامه دهد به خصوص كه نفس‌هاي غزه به گلوگاه رفح بستگي دارد و فلسطين به عنوان يكي از دلايل انقلابات عربي به قاهره گره خورده است. 

حال آيا اين چاره جويي، مصر را به سياست شرقي نزديك مي‌كند؟ آيا سفر مرسي به چين و از آنجا به ايران مي‌تواند همين مفهوم را داشته باشد؟ آيا مسير اين سفر – قاهره، پكن و تهران – مي‌خواهد پيام خاصي را به ديگران برساند؟