ایران و سیاست واقع بینانه در قبال روسیه
ایران و سیاست واقع بینانه در قبال روسیه
مساله عدم تحویل موشکهای اس300 توسط روسیه به ایران و شکایت کشورمان از روسیه در دادگاههای بینالمللی، اتفاقی جدی و قابل توجه در روابط دو کشور است. دو کشوری که حداقل به عنوان دو متحد استراتژیک شناخته میشوند. در ارتباط با روابط ایران و روسیه دو دسته دیدگاه کلی را میتوان مورد توجه قرار داد. در این زمینه یک دیدگاه بدبینانه وجود دارد که معتقد است روابط دو کشور نه تنها استراتژیک نیست بلکه در برههای زمانی نگاه متفاوتی به یکدیگر داشتهاند. جنگهای ایران و روسیه و مداخله روسها در امور داخلی ایران در طول تاریخ، مورد اشاره معتقدین به این دیدگاه در داخل ایران است و البته این دیدگاه منفی در میان برخی تحلیلگران روسی نیز وجود دارد و در حقیقت دیدگاهی است دوطرفه. در مقابل این دیدگاهی خوشبینانه وجود دارد که اعتقاد دارد ایران و روسیه دو متحد استراتژیک و طبیعی یکدیگر هستند. این دیدگاه مبتنی بر این استدلال است که روسیه همچنان به عنوان یک قدرت برتر مشغول بازیگری در عرصه بینالمللی است و از قدرت حق وتو در شورای امنیت سازمان ملل متحد برخوردار است و در نقطه مقابل نظام تکقطبی کنونی حاکم بر جهان قرار دارد و در کل مواضع ضدآمریکایی روسها بسیار شبیه مواضع ایران است. همسان بودن این دست دیدگاهها در نظام بینالملل باعث خوشبینی برخی تحلیلگران و کارشناسان به روابط حسنه و تنگاتنگ دو کشور میشود. اما در میان این دو دیدگاه، دیدگاه سومی هم وجود دارد که قائل به عملگرایی و منفعتمحوری در روابط فیمابین است. بررسی دقیقتر تاریخ روابط دو کشور هم نشان میدهد که عموما همین نوع نگاه بر روابط ایران و روسیه حاکم بوده و همواره دو کشور بهدنبال کسب منافع خود از این فرآیند هستند. به بیان دیگر منافع ملی را باید شکلدهنده تاریخ روابط ایران و روسیه دانست. اما بحث اینجاست که نوع تنظیم این روابط تا چه حد میتواند بر مصالح استراتژیک ما تاثیر بگذارد. همواره در اسناد دکترین روابط خارجی و امنیت ملی روسیه، ایران حتی در منطقه خاورمیانه در اولویت چندم بوده و هیچگاه روسها از روابط استراتژیک بین تهران و مسکو صحبت نکردهاند. به این ترتیب بیشتر ایران بر داشتن یک اتحاد استراتژیک با روسیه در دهههای اخیر تاکید داشته است. مساله فروش اس300 به ایران و یا مساله نیروگاه هستهای بوشهر را هم میتوان در قالب همین دیدگاه گنجاند. در این میان باید اشاره کرد که مهمترین عاملی که در روابط دو کشور نقش بازی میکند، بیش از آنکه موقعیت دو کشور باشد، وضعیت عناصر بینالمللی است. بهنظر میرسد عامل بازدارنده هم در بحث نیروگاه بوشهر و هم در بحث موشکهای اس300 همان مساله تاثیرگذاری نظام بینالملل باشد. مساله این است که ما روابط خود را با این کشور باید بر مبنای عملگرایی استوار کنیم، به طوری که هم در سطح نخبگان سیاسی و هم در سطح مردم انتظارات زیادی از روسیه نداشته باشیم. مثلا روسیه در چند مورد در تقابل غرب با ایران به همکاری و همراهی با طرف غربی روی آورد، این دیدگاه در ایران وجود دارد، ضمن اینکه در شرایط کنونی در خود روسیه هم دیدگاههایی وجود دارد که معتقد هستند دولت این کشور بیش از حد از ایران پشتیبانی میکند. آنها بر این اعتقادند که روسیه نباید در معادلات جهانی بیش از حد برای ایران هزینه کند. ما در تنظیم روابط خود با روسیه باید این مورد را در نظر بگیریم که دوران جنگ سرد به پایان رسیده است. ضمن اینکه روسیه نیز مواضع و موقعیت دوران جنگ سرد را ندارد و در تلاش است که خود را در نظام بینالملل بالا بکشد. بنابراین در یک سیاست واقعبینانه ما نباید تمام تخممرغهای خود را در سبد روسیه بچینیم و باید بهدنبال ایجاد روابط سازنده و پایدار با تمامی بازیگران موثر در عرصه بینالملل باشیم از این منظر ایستادگی ایران در قبال مساله موشکهای اس300 میتواند سیاستی واقعبینانه و امیدوارکننده باشد. با این سیاست ایران میتواند نشان دهد که در عرصه بینالملل مرعوب کشورهای دیگر نخواهد شد و استقلال خود را حفظ خواهد کرد.
* تحلیلگر مسائل خارجی
جنبش غیرمتعهدها در سال 1340 (1961) یعنی در اوج رقابت های جنگ سرد و زمانی که دو کشور آمریکا و شوروی سابق به سمت جنگ هسته ای پیش می رفتند، به طور رسمی وارد عرصه سیاسی نظام بین الملل شد. البته این جنبش در سال 1955 و در کنفرانس باندونگ اندونزی از سوی دولتمردانی همچون جواهر لعل نهرو هند، جمال عبدالناصر مصر و سوکارنو اندونزی نضج گرفت اما سال رسمی ورود این جنبش به عرصه بازی های جهانی سال 1961 بود.