چرا اسرائيل به ايران حمله نميكند؟
چرا اسرائيل به ايران حمله نميكند؟
امين ارشادي
ژنرال ايال آيزنبرگ فرمانده جبهه داخلي رژيم صهيونيستي عامل تعيينكننده جنگ آينده منطقه را ايستادگي و توان جبهه داخلي ميداند اما آيا اين جبهه توام مقاومتي را دارد يا اساساً چنين جبههاي وجود دارد؟ ساير متغيرهاي تأثيرگذار بر صحنه تقابل در اين باره چه ميگويند؟ اين روزها بيش از هر زمان ديگري موضوع حمله اسرائيل به ايران با وجود كشمكشهاي اسرائيلي- امريكايي بر سر چگونگي آن مطرح ميشود. سران اسرائيل هيچ فرصتي را براي طرح حمله به ايران از دست نميدهند و حتي كار را به جايي رساندند كه در سطح رسانهاي نتيجه دعواي انتخاباتي امريكا را منوط به نوع و سرعت برخورد با ايران دانستند.
اما آيا اسرائيليها نميدانند كه در شرايط جاري و فضاي ملتهب منطقه هرگونه ماجراجويي ميتواند براي آنان نه يك تهديد بلكه خطري موجوديتي باشد؟
مختصات صحنه نشان ميدهد كه اساساً توجيهي براي حملهاي واقعي عليه ايران وجود ندارد.
حتي رويترز به نقل از يك منبع آگاه گزارش ميدهد كه ظرف يك سال گذشته موضوع حمله به ايران در هيچ كدام از جلسات سران اسرائيلي مطرح نشده است. شايد اين افشاگري واكنشي اوبامايي -از معبري غيررسمي- به اظهار اخير اسرائيليها در قبال طرح اوباما براي حمله به ايران باشد. چند روز پيش از سفر ميت رامني به اسرائيل، رسانهها خبر از طرحي امريكايي دادند كه از سوي دولت امريكا (دموكراتها) به اطلاع اسرائيل رسيده و براي حمله به تأسيسات ايران تهيه شده است اما اين طرح انتخاباتي دولت امريكا به فاصله دو روز از سوي اسرائيليها تكذيب و گفته شد كه اساساً چنين طرحي در كار نبوده است.
با اين حال اگر امريكاييها چنين طرحي (حمله به ايران) ندارند و اسرائيل هم به گواهي منابع آگاه در طول يك سال گذشته حتي يك بار هم حمله به ايران را در دستور جلسات خود نداشته است، طرح موضوع حمله به ايران با چه اهدافي دنبال ميشود؟
در واقع گزينه نظامي در سياست امريكايي آخرين گزينه است و اسرائيل هم به دلايل متعدد نميتواند در اقدامي از اين دست پيشقدم شود.
اما آيا اسرائيليها نميدانند كه در شرايط جاري و فضاي ملتهب منطقه هرگونه ماجراجويي ميتواند براي آنان نه يك تهديد بلكه خطري موجوديتي باشد؟
مختصات صحنه نشان ميدهد كه اساساً توجيهي براي حملهاي واقعي عليه ايران وجود ندارد.
حتي رويترز به نقل از يك منبع آگاه گزارش ميدهد كه ظرف يك سال گذشته موضوع حمله به ايران در هيچ كدام از جلسات سران اسرائيلي مطرح نشده است. شايد اين افشاگري واكنشي اوبامايي -از معبري غيررسمي- به اظهار اخير اسرائيليها در قبال طرح اوباما براي حمله به ايران باشد. چند روز پيش از سفر ميت رامني به اسرائيل، رسانهها خبر از طرحي امريكايي دادند كه از سوي دولت امريكا (دموكراتها) به اطلاع اسرائيل رسيده و براي حمله به تأسيسات ايران تهيه شده است اما اين طرح انتخاباتي دولت امريكا به فاصله دو روز از سوي اسرائيليها تكذيب و گفته شد كه اساساً چنين طرحي در كار نبوده است.
با اين حال اگر امريكاييها چنين طرحي (حمله به ايران) ندارند و اسرائيل هم به گواهي منابع آگاه در طول يك سال گذشته حتي يك بار هم حمله به ايران را در دستور جلسات خود نداشته است، طرح موضوع حمله به ايران با چه اهدافي دنبال ميشود؟
در واقع گزينه نظامي در سياست امريكايي آخرين گزينه است و اسرائيل هم به دلايل متعدد نميتواند در اقدامي از اين دست پيشقدم شود.
اوضاع داخلي اسرائيل اجازه چنين حماقتي را به كابينه نتانياهو نخواهد داد، هر چند خودكشي و خودسوزي در اسرائيلي امري رايج شده است اما اين اقدام ميتواند اسرائيل را به سرنوشتي مجهول بكشاند. اوضاع وخيم اقتصادي و شكافهاي اجتماعي تنها در طول يك ماه گذشته تعداد افرادي را كه اقدام به خودسوزي در اعتراض به اوضاع نابسامان خود با تمسك به انقلابهاي عربي كردهاند، دو رقمي كرده و به ۱۱ رسانده كه تاكنون دو نفر براي اثر اين اقدام جان باختهاند و شعله اعتراضات را در اسرائيل بيش از هميشه افروختهاند.
در بعد سياسي نيز ائتلاف حكومتي نتانياهو با خروج شائول موفاز ژنرال كهنهكار جنگ از كابينه به شدت تضعيف شده است و آرشيوي از مشكلات اجتماعي در دستان معارضان است كه ميتواند وخامت اوضاع در اين تحريم را چندين برابر كند. در چنين شرايطي نتانياهو به خوبي ميداند كه ايجاد يك تنش تعيينكننده و خطرناك خارجي چه معنا و عواقبي دارد. در همين راستا نظرسنجي جديد روزنامه هاآرتص رژيم صهيونيستي نشان ميدهد كه سياستهاي نتانياهو با مخالفت ۷۰ درصدي ساكنان سرزمينهاي اشغالي روبهرو شده و محبوبيت وي به كمترين ميزان رسيده است.
دكتر عبير عبدالرحمن ثابت تحليلگر سياسي خاورميانه در يادداشتي كه خبرگزاري سمانيوز فلسطين منتشر كرده به ناتواني اسرائيل براي حمله به ايران اشاره ظريفي دارد و مينويسد: ايران، غزه نيست كه اسرائيل ارتش خود را تفرجكنان بر آن بتازاند و پس از اجراي چند بازي جنگي آن را برگرداند. اقدام براي حمله به ايران هزينه سنگين سياسي، اقتصادي و اجتماعي براي اسرائيل به دنبال خواهد داشت و دروازهاي از آتش را به روي آن خواهد گشود كه بستن آن چندان آسان نخواهد بود. نتانياهو اين موضوع را خوب ميفهمد.
در سطح خارجي هم اسرائيل تأييدي براي تهور خود دريافت نخواهد كرد، به ويژه در شرايط جديد كه چين و روسيه نگران بسط نفوذ ايالات متحده امريكا با طرح براندازي در سوريه هستند، حمله به ايران ميتواند به منزله اتمام حجت براي برافروختن يك جنگ منطقهاي و فرامنطقهاي تمامعيار باشد.
فرماندهي اسرائيلي همه اين حساسيتها را درك ميكند و از اين رو اظهارات جنگطلبانه آنها نه با هدف ترساندن ايران و نه يادآوري خطر ادعايي به امريكا و جهان است بلكه اين كار با هدف به انفعال كشاندن و فريب طرف امريكايي در چند سطح دنبال ميشود. اين چانهزني جنگطلبانه امريكا را ناچار به دادن تعهدات و الزاماتي ميكند كه براي اسرائيل حياتي است.
مهمترين بحث امتيازگيري بر سر پرونده فلسطين است؛ چيزي كه گوشهاي از آن را ميت رامني با طرح لزوم انتقال سفارت امريكا به قدس صريحاً بر زبان راند: تعيين قدس به عنوان پايتخت بيچون و چراي اسرائيل و ادامه فشارهاي امريكايي بر طرف فلسطيني براي بازگشت به مذاكرات بيقيد و شرط حتي با وجود ادامه شهركسازيهاي غيرقانوني. الزام امريكا به فشار بر مصر براي حفظ كمپ ديويد نيز يكي از هدفهاي فشار اسرائيل بر امريكا براي امتيازگيري بيشتر است. نبايد فراموش كرد كه نتانياهو نيمنگاهي هم به نزديك شدن موعد انتخابات آينده اسرائيل دارد؛ انتخاباتي كه سرنوشت او و حزبش را رقم خواهد زد.
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 11:31 توسط رضا حجت شمامی
|
جنبش غیرمتعهدها در سال 1340 (1961) یعنی در اوج رقابت های جنگ سرد و زمانی که دو کشور آمریکا و شوروی سابق به سمت جنگ هسته ای پیش می رفتند، به طور رسمی وارد عرصه سیاسی نظام بین الملل شد. البته این جنبش در سال 1955 و در کنفرانس باندونگ اندونزی از سوی دولتمردانی همچون جواهر لعل نهرو هند، جمال عبدالناصر مصر و سوکارنو اندونزی نضج گرفت اما سال رسمی ورود این جنبش به عرصه بازی های جهانی سال 1961 بود.