عنان؛ استعفا يا پذيرش شکست در مأموريت سوريه

مصطفي باباجاني

اين روزها سوريه در مرکز تحولات جهاني قرار گرفته است. به قولي مي توان گفت جهان بار ديگر در معرض آزموني قرار گرفته که شعله هاي جنگ بين المللي را تداعي مي کند. تشريح صحنه رويارويي در سوريه بسيار پيچده و چند لايه است.  در لايه اول اين نبرد، دو قدرت جهاني يعني آمريکا و روسيه قرار دارند که لايه هاي بعدي را در بازي بزرگ سوريه بوجود مي آورند. لايه دوم را مي توان به ايران و ترکيه که در منطقه قرار دارند، اختصاص داد. در لايه هاي بعدي مي توان به اسرائيل، کشورهاي غربي، عربستان و قطر به نمايندگي از کشورهاي عربي و کردها در سه کشور همسايه سوريه که خود آنها به دسته هاي مختلفي تقسيم مي شوند، اشاره داشت .

حال با توجه به مختصاتي که از طرف‌هاي درگير در ماجرا گفته شد، به اين موضوع مي توان پي برد که آقاي عنان که مورد وثوق جهان بود و از طرف سازمان ملل و اتحاديه عرب براي حل مسئله سوريه انتخاب شده بود، چه کار سخت و مشکلي را در پيش داشت. روزي که او مأموريت خود را در سوريه آغاز کرد، شايد در ذهن خود فکر مي کرد که اين بحران شايد يک موضوع داخلي و آشوبي باشد که بتوان آن را با پا در مياني حل و فصل نمايد، اما غافل از اين که هيچکدام از قدرت‌هاي بزرگ درگير در ماجرا از مواضع خود کوتاه نيامدند و حتي سوريه، محل و مأوايي براي تصفيه حساب‌هاي سياسي و حتي اقتصادي که جهان امروز درگير آن مي باشد، شده است.

هر روز که از بحران سوريه مي گذشت آقاي عنان به اين امر واقف تر شد که نمي توان بدون اجماع بين المللي و خواست همه طرفين، به يک راه حل سياسي و مناسب براي حل بحران سوريه دست يافت. کوفي عنان در اولين يادداشت خود پس از استعفايش از نمايندگي ‏سازمان ملل در موضوع سوريه نوشت: «عناصر جهادي وارد منازعه شده اند و نگراني زيادي در ‏خصوص امنيت سلاح هاي شيميايي و بيولوژيکي سوريه وجود دارداو که تصور مي کند جامعه بين المللي کاملا در تاثيرگذاري بر رويدادهاي سوريه ناتوان است نوشته است: ‏«در حالي که شوراي امنيت در بن بست به سر مي برد، سوريه هم به همين سرنوشت مبتلا شده است

عنان با بيان اينکه نتيجه اقدامات دولت در برابر مخالفان، از دست رفتن فزاينده کنترل بر کشور و ايجاد ‏کمپين نظامي توسط مخالفان براي مبارزه بوده است، به بن بست سياسي در سوريه اشاره کرده و نوشته ‏است که جنبش معترضان در ماه مارس نتوانست به جنبشي تبديل شود که بتواند شکاف هاي جمعي ‏سوريه را پر کند و فرصت براي غليه بر اين مساله در ميان خشونت هاي فزاينده گم شد.

او با اشاره به اينکه استفاده از ابزارهاي نظامي به بحران موجود پايان نمي دهد، گفته است: «به طور ‏مشابه، يک دستور کارسياسي که نه جامع باشد و نه مشمول همگان باشد، شکست خواهد خورد. پخش ‏نيروها و تقسيمات در جامعه سوريه به گونه اي است که تنها با يک انتقال سياسي بر اساس مذاکره مي توان اميد ‏به پايان  درگيري ها خوشبين بود.» به عقيده عنان،  براي چالشي به اين عظمت، تنها يک جامعه بين المللي متحد مي تواند طرفين را وادار ‏به مشارکت در انتقال سياسي صلح‌آميز کند، اما يک پروسه سياسي در حالي که تمام طرفين در داخل و ‏بيرون از سوريه فرصت پيشبرد دستور کار محدود خود را از طريق روش نظامي مي بينند، اگر غيرممکن ‏نباشد، دشوار است. اختلاف بين المللي به معناي حمايت از دستور کار نيابتي و دامن زدن به رقابت هاي ‏خشونت بار در سوريه است.

او با بيان اينکه مدام به دنبال کمک به جامعه بين المللي براي همکاري با يکديگر در جهت پايان دادن به ‏حرکت ويران کننده و تمرکز ذهن طرفين بر مشارکت در يک پروسه سياسي بوده است، نوشته: «در روزهاي ‏ابتدايي که به من حکمي در خصوص سوريه داده شد، ما با قطعنامه هاي شوراي امنيت که حضور ناظران ‏نظامي سازمان ملل براي استقرار در سوريه را اجازه مي داد، از حمايت بين المللي برخوردار شديم. پس ‏از آتش بس در ۱۲ آوريل و برخلاف برخي ادعاها، درگيري هاي نظامي دولت با غيرنظاميان متوقف شد که ‏نشان دهنده ي تاثير وحدت بود

عنان با اشاره به اينکه حمايت جامعه بين المللي ادامه نيافت و آتش بس برچيده شد، ادامه داده است: «در واکنش به آن، من به دنبال انرژي بخشيدن به نياز اتحاد، ‏دست به ايجاد «گروه اقدام بين المللي» براي سوريه زدم. اين اقدامي در جهت ايجاد چارچوب براي انتقال ‏و حمايت از تلاش سوري ها براي حرکت به سمت يک دولت انتقالي با قدرت اجرايي کامل بود. انتقال به ‏معناي تغيير کامل دولت اما به شکل مديريت شده به عنوان اولين اقدام از مجموعه اقداماتي است که ‏نشان دهنده ي يک نقطه ي عطف است.»

او با بيان اينکه قدرت هاي منطقه اي و بين المللي منافع مشترک روشني در انتقال سياسي مديريت شده ‏دارند، معتقد است که اقدام مشترک نيازمند تلاش هاي جمعي و دوجانبه تمام کشورهايي است که بر بازيگران ‏بحران سوريه نفوذ دارند و مي توانند به آنها فشار آورند که يک راه حل سياسي ضرورت دارد. عنان اعتقاد دارد که براي روسيه، چين و ايران، اين بدين معناست که آنها اقدامات مشترکي در جهت متقاعد ‏کردن دولت سوريه، به منظور تغيير روند و پذيرش يک انتقال سياسي و انجام دهند. اما براي آمريکا، انگليس، فرانسه، ترکيه، عربستان سعودي و قطر، اين به معناي فشار به ‏مخالفان براي پذيرش پروسه سياسي جامع است که شامل جوامع و نهادهايي مي شود که در حال حاضر ‏با دولت در ارتباط هستند.

در پايان نيز عنان چنين نتيجه گرفته که مأموريت‌اش پيش از آنکه به نتيجه اي برسد، با شکست روبرو شد که البته مي توان آن را شکستي براي جامعه ي بين الملل دانست تا آينده خاورميانه همچنان نامعلوم، متشنج وملتهب باقي بماند.