اسد به کدام راه می رود؟
اسد به کدام راه می رود؟
رضا حجت شمامی
سوریه همچنان خبر اول منطقه و جهان را به خود اختصاص داده و یکی از پرتکرارترین پرسش هایی که پس از انفجار محل نشست اعضای امنیتی دمشق شنیده می شود این است که بالاخره «تکلیف بشار اسد چه می شود؟» پرسشی که پاسخ دادن به آن بدون افتادن در دام پیش بینی ها، نیازمند بررسی دقیق بازیگزان و بازی های منطقه ای و بین المللی است. در حال حاضر قوائد بازی در سوریه، کاملا خارج از مرزهای این کشور چیده و پیاده می شود و تیم های مقابل هم به دنبال حفظ شبکه ای هستند که تا کنون آن را در منطقه طراحی کرده اند تا با حفظ موقعیت های گذشته، به افزایش قدرت خود بیندیشند. بنابراین پرسش «تکلیف بشار اسد چه می شود؟» را درون این دو شبکه قدرت که رویاروی هم ایستاده اند و هر کدام بر اساس میزان قدرت و توان بازیگریشان عمل می کنند، باید پاسخ داده شود. در این میان خطای احتمالی محاسباتی در ارتش و مخالفان مسلح می تواند موازنه را هر لحظه به نفع دیگری تغییر دهد. مثل اتفاقی که در ساختمان امنیت ملی سوریه افتاد و پس از آن انگیزه مخالفان را برای جنگیدن در دمشق شدت داد. اما در مقام مقایسه خطای مخالفان اسد در پیشبرد اهدافشان بسیار سنگین تر بوده است. بزرگ ترین خطای مخالفان این بوده که با عبور از تظاهرات خیابانی به جنگ شهری روی آوردند. مخالفان می توانستند با ادامه تظاهرات خیابانی مدعی شوند که دولت بشار از مشروعیت سیاسی برخوردار نیست. این رویکرد می توانست به ابزاری کارآمد در برابر دمشق تبدیل شود اما وقتی مخالفان وارد جنگ شهری شدند نه تنها این ابزار را از دست دادند بلکه به راحتی نام «تروریست» به خود گرفتند. مخالفان به این امید دل بسته بودند که فضای لیبی را در سوریه شبیه سازی کنند. این در حالی است که نه اسد، قذافی است و نه روسیه همان روسیه چند ماه پیش. ارتش و دولت بشار اسد پس از شهری شدن جنگ و همچنین افزایش عملیات های انتحاری که هراس مردمی را نیز به همراه دارد، برای مقابله با «تروریست ها» مشروعیت استفاده از مشت آهنین را برای خود قائل هستند همان کاری که اگر تظاهرات خیابانی ادامه پیدا می کرد، امکان انجامش نبود. از این رو اگر دولت بشار بتواند به مبارزه ادامه داده و در نبود خطای بارز امنیتی به «پاکسازی» بپردازد، می توان گفت نه تنها موقعیت خود را تثبیت کرده است بلکه به نفع نگاه شرقی، ضربه سختی به آمریکا و متحدانش وارد کرده است که در صورت تداوم، نقطه عطفی در تاریخ نظام بین الملل ایجاد خواهد کرد. در مقابل، غرب نیز جدای از حمایت های همه جانبه از مخالفان، شیوه هراس آور عملیات روانی را در برابر دمشق ایجاد کرده و همواره افکار عمومی را به این سمت سوق می دهد که بشار یا خانواده و نزدیکانش در حال رایزنی برای گرفتن پناهندگی از کشورهای دیگر هستند. این در حالی است که در سوریه حزب بعث، ارتش و دولت (از زمان حافظ اسد) ترکیب یکدستی را شکل داده اند که گسست در آن دور از انتظار است. مگر اینکه بدنه پایینی ارتش با درگیری های روانی مواجه شود که البته این مسئله در سایه پیروز های اسد، جلوگیری از خطاهای امنیتی ارتش، مقابله با «تروریسم تزریق شده» و بالاخره حب وطن قابل درمان است.
جنبش غیرمتعهدها در سال 1340 (1961) یعنی در اوج رقابت های جنگ سرد و زمانی که دو کشور آمریکا و شوروی سابق به سمت جنگ هسته ای پیش می رفتند، به طور رسمی وارد عرصه سیاسی نظام بین الملل شد. البته این جنبش در سال 1955 و در کنفرانس باندونگ اندونزی از سوی دولتمردانی همچون جواهر لعل نهرو هند، جمال عبدالناصر مصر و سوکارنو اندونزی نضج گرفت اما سال رسمی ورود این جنبش به عرصه بازی های جهانی سال 1961 بود.